ماه: تیر ۱۴۰۰

روزنوشت ۶

امروز یک جایی خواندم که اگر اطرافت را نگاه کنی؛ هزاران سوژه برای نوشتن پیدا می‌کنی. من سوژه دارم ولی نمی‌دانم درست از کجای سوژه باید شروع کنم به نوشتن، اما این روزنوشت‌ها برایم عادت شده و حتی اگر هیچ سوژه ای هم برای نوشتن نداشته باشم ولی طبق قانون عادت‌های خرد به خودم قول …

روزنوشت ۶ ادامه »

روزنوشت ۵

نزدیک چهار دهه از عمرم گذشته است و تازه تصمیم گرفته‌ام به رویاهایم جامه عمل بپوشم و هر بار که یک قدم بر می‌دارم یک صدایی در ذهنم می‌گوید: دست بردار، تو آینه به خودت نگاه کردی، وقتی تو اوج جوانی و سرزندگیت نتونستی، چطور فکر کردی که حالا می‌تونی؟؟؟ اصلا مگه چند سال دیگه …

روزنوشت ۵ ادامه »

خلاقیت گم شده

روزنوشت ۴

سال‌هاست از این کلمه فاصله گرفته‌ام؛ درست از زمانی که در روزمرگی‌هایم غرق شدم و همه کارهایم را از روی عادت تکرار کردم و تکرار کردم و تکرار و همین تکرارها هنرمند خلاق درونم را هر روز منزوی‌تر کرد و رفته رفته فراموش کردم که می‌توان حتی در انجام کارهای معمول و هر روزه هم …

روزنوشت ۴ ادامه »

روزنوشت ۳

برای نوشتن از هنرمند درون باید دوباره گریزی بزنم به کتاب راه هنرمند که برای هر کس که بخواهد یک مسیر خودشناسی و خودسازی به حساب می‌آید. خلوت کردن با هنرمند درون، در واقع دیدن خود واقعی‌مان از پس تمام نقاب‌هاست. درست در همین لحظات است که بدون هیچ ترس و واهمه‌ای با خودمان روبرو …

روزنوشت ۳ ادامه »

روزنوشت ۲

امروز خوندن کتاب راه هنرمند رو شروع کردم. اگه می‌دونستم این کتاب انقدر جذابه، خیلی زودتر از این‌ها شروعش می‌کردم. مدت‌ها پیش تو کلاس استاد کلانتری، با صفحات صبحگاهی آشنا شدم؛ اما متاسفانه غول اهمالکاری بیشتر از چند روز اجازه نوشتنشون رو بهم نداد. ولی همون چند روز هم برای درک تاثیرشون تو زندگیم کافی …

روزنوشت ۲ ادامه »

soul

روزنوشت ۱

چند ماهیه که زندگیم پر شده از کتابها و مقاله‌هایی که معنا و هدف زندگی و چطور به دست آووردنش رو آموزش می‌دن. بعضی‌هاشون در قالب داستان مثل دکتر فرانکل و معنا درمانیش، بعضی تو قالب زندگینامه مثل گاندی و گروهی هم به صورت جستار و مقاله و بعد از همه این خوندنا فهمیدم چقدر …

روزنوشت ۱ ادامه »