روزنوشت ۲

امروز خوندن کتاب راه هنرمند رو شروع کردم. اگه می‌دونستم این کتاب انقدر جذابه، خیلی زودتر از این‌ها شروعش می‌کردم.

مدت‌ها پیش تو کلاس استاد کلانتری، با صفحات صبحگاهی آشنا شدم؛ اما متاسفانه غول اهمالکاری بیشتر از چند روز اجازه نوشتنشون رو بهم نداد. ولی همون چند روز هم برای درک تاثیرشون تو زندگیم کافی بود. حالا موندم من که معجزه این صفحات رو حس کردم چرا نتونستم از پس غول تنبلی بربیام.

تا اینکه دیروز با یه دوست مهربون مشاوره داشتم (اسمش رو میذارم دوست؛ چون به یک دوست شبیه‌تر بود تا یک استاد یا مربی و یا مشاور) و ایشون تاکید داشتند که دوباره نوشتن صفحات صبحگاهیم رو از سر بگیرم و هیچ بهونه ای مانع نوشتنم نشه. راستی که چقدر وجود چنین انسان‌هایی تو زندگی هر کدوممون لازمه تا انگیزه و اراده‌مون برای یه شروع دوباره محکم بشه و ما چقدر به این اهرم‌های شیرین برای حرکت نیاز داریم.

تو کتاب راه هنرمند، جولیا کامرون نوشتن صفحات صبحگاهی رو نوعی مراقبه می‌دونه. مراقبه‌ای که می‌تونه آدم رو با خود واقعیش روبرو کنه. با ترس‌هاش، نگرانی‌هاش و تمام ابعاد وجودیش که ازشون فرار می‌کنه. حالا اینکه این نظریه چقدر کاربردیه و درسته برمی‌گرده به تجربه نوشتن این صفحات حداقل به مدت یکی دو ماه.

نوشتن صفحات صبحگاهی درست بعد از بیدار شدن از خواب باعث میشه تمام موانعی که جلوی درست فکر کردن و خلاقیتمون رو گرفتن روی کاغذ پیاده بشن و برای افکار نو و ایده‌های تازه برای حل مشکلات و نگرانی‌ها و ساختن رویاها و برنامه ریزی کردن برای اهداف جا باز بشه.

از شنبه ۵ تیر ماه ۱۲ هفته متفاوت رو با جولیا کامرون همراه میشم تا شاید ذهن خلاقم که نمی‌دونم در حال حاضر تو کدوم پستو پنهان شده خودش رو نشون بده و دوباره بشم همون دختر سرزنده و خلاق سالهای نوجوانیم.

چهارشنبه ۲ تیر ۱۴۰۰

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *