قطب نما

قطب نمای زندگی

ارزش‌های فردی چیست؟ در زندگی هر فرد چه معنایی دارد؟ متغیر است یا ثابت؟ و هزاران سوال دیگر که چند ماهی است ذهنم را مشغول کرده و مدام با خودم فکر می‌کنم اصلا بودنشان در زندگی ضروری است یا نه؟

تلنگر

پنجره را باز می‌کنم، هوای خنک صبح، روحم را تازه می‌کند. پیرمردی را می‌بینم که هر روز صبح اول وقت برای گربه‌ها غذا می‌آورد و در این میان یک روز هم فراموش نمی‌شود.

یاد تک تک پیرمردهایی می‌افتم که سالهاست بازنشته شده‌اند و درست از همان روز اول روی یک صندلی روبروی تلویزیون منتظر نشته‌اند و به شدت از مرگ می‌ترسند.

دوباره بر می‌گردم به زمان حال و پیرمرد را می‌بینم که با یک نان بربری تازه و پرانرژی به خانه می‌رود و یقین دارم با ورودش انرژی در رگ تک تک اعضا و اشیای خانه سرازیر می‌شود.

راستی، تفاوت این پیرمرد با آن‌هایی که من می‌شناسم در چیست؟

چرایی زیستن

ارزش‌های زندگی در واقع معنا و چرایی زندگی ما را می‌سازند و به مثابه یک قطب نما، مسیر و راه درست را برایمان روشن می‌کنند.

در کتاب راه عشق که زندگی گاندی، رهبر آزادی‌خواه هند را به تصویر کشیده است؛ یکی از سخنان گاندی آورده شده که می‌گوید: حقیقت در قلب هر انسانی وجود دارد و هر کس باید در همانجا جستجویش کند و آن‌گونه که خود آن را می‌فهمد، چراغ راهش سازد. هیچ‌کس این حق را ندارد که دیگران را وادارد بر پایه فهم او از حقیقت، راهی را بپیماید.

به عقیده من این حقیقت همان ارزش‌هایی است که معنای زندگی هر فردی را روشن می‌سازد.

ارزش‌های فردی برای هر کس متفاوت است و بر پایه نگرش و دیدگاه و اهداف او در دو سطح ارزش‌های هسته‌ای یا بنیادی و ارزش‌های سطح دو پایه ریزی می‌شود.  

همانطور که در بالا ذکر شد ارزش‌ها در افراد مختلف، می‌تواند کاملا متفاوت باشد و هیچ ارتباطی میان ارزش‌های فردی و قواعد و عرف یک جامعه وجود ندارد.

اهمیت ارزش‌ها

ارزش‌های فردی در هر سطحی از تصمیم‌گیری‌ حرف اول را می‌زنند و فرد با توجه به اصول و ارزش‌هایی که دارد، در مقاطع حساس و متفاوت هر تصمیمی را اتخاذ می‌کند. به عنوان مثال برای یک فرد پول و برای فرد دیگری خدمت به مردم، ارزش محسوب می‌شود؛ پس کاملا روشن است که هر کدام برای انتخاب شغل چه تصمیمی خواهد گرفت.

البته در خیلی از مواقع در خلاف جهت ارزش‌ها حرکت می‌کنیم و همین موضوع باعث شده تا اکثر افرادی که در اطرافمان هستند و خیلی‌هاشان نیز از رفاهی نسبی (اصطلاح نسبی را به کار بردم چون به عقیده من، تا رضایت وجود نداشته باشد، رفاه کامل نیست) برخوردارند، رضایتی از زندگی نداشته باشند.

چطور می‌توان ارزش‌های فردی مختص به خود را پیدا کرد؟ 

تصور کنید همین حالا مرده‌اید و در مراسم تشییع جنازه خود حضور دارید؛ دوست دارید در آن روز، مردم در مورد شما چه بگویند و یا از شما با چه خصلتی یاد کنند؟

مهربان بودن، صادق بودن، بخشنده بودن، ثروتمند بودن، فداکار بودن، با ایمان بودن و یا هزاران خصلت دیگری که هست. درست از همینجاست که ارزش‌های صداقت، مهربانی، بخشندگی، پول، فداکاری، ایمان و … معنا پیدا می‌کند.

یک راه دیگر هم تعیین اهداف و چشم انداز فردی است.

باید دید در چشم انداز ۵ ساله یا ۱۰ ساله خود، چه فردی را تصور می‌کنید و درست همان‌ها ارزش‌های مختص و منحصر به فرد شماست.

هیچ زمانی و هیچ سنی برای تعیین ارزش‌های فردی دیر نیست و از هر لحظه‌ای که خودمان انتخاب کنیم، می‌توان به زندگی معنا بخشید. البته برای پیدا کردن این ارزش‌ها شاید ۱ روز و ۲ روز و … کافی نباشد؛ اما خودتان خواهید دید که وقت گذاشتن برای این موضوع، ارزشش را دارد.   

1 دیدگاه دربارهٔ «قطب نمای زندگی»

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.